اگر کریستوفر کلمبوس ازدواج کرده بود٬ ممکن بود هیچگاه قاره امریکا را کشف نکند٬ چون بجای برنامه ریزی و تمرکز در مورد یک چنین سفر ماجراجویانه ای٬ باید وقتش را به جواب دادن به همسرش٬ در مورد سوالات ذیل می گذراند:
- کجا داری میری؟ 
- با کی؟
- واسه چی؟
- چطوری دارین می رین؟
- کشف چی؟
- چرا فقط تو؟ 
- تا تو برگردی من چیکار کنم؟!
- می تونم منم باهات بیام؟!
- کِی برمی گردی؟
- برای شام خونه ای دیگه؟!
- واسم چی میاری؟ 
- تو عمدا این برنامه رو بدون من ریختی٬ اینطور نیست؟!
- جواب منو بده؟
- من می خوام برم خونه مامانم!
- من می خوام تو منو اونجا برسونی!
- دیگه هیچوقت به این خونه برنمی گردم!
- منظورت چیه "اوکی"؟!
- چرا جلوم رو نمی گیری؟!
- من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چی هست؟
- تو همیشه اینجوری رفتار می کنی!
- آخرین بار هم همین کار رو کردی!
- می بینم این روزها داری یه کارهایی می کنی!
- من هنوز نمی فهمم٬ مگه چیز دیگه ایی هم برای کشف کردن مونده!
ظاهرا در مورد این یک موضوع٬ تمام فرهنگها به طرز وحشتناکی با هم وجه مشترک دارند. در ضمن٬ خوب شد کریستوفر کلمبوس مجرد بود .
چگونه باکلاس بشویم
اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:
* اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پیانوی بابام پام مونده زیرش"
* اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم"
الهی تا زمین دارد حرارت
بماند این رفاقت تا قیامت
* * * * * * * *
* * * * * * * *
* * * * * * * *
* * * * * * * *
* * * * * * * *
* * * * * * * *
* * * * * * * *
* * * * * * * *
* * * * * * * *
* * * * * * * *
* * * * * * * *
* * * * * * * *
پرنده ای که مقصودش کوچ است، به ویرانی لانه اش نمی اندیشد.
قبل از ازدواج چشمهایت را کاملا باز کن. اما بعد از ازدواج کمى چشمهایت را ببند.
گاه برای ساختن باید ویران کرد، گاه برای داشتن باید گذشت و گاه در اوج تمنا باید نخواست.
برنده می گوید مشکل است اما ممکن، بازنده می گوید ممکن است اما مشکل.
زندگی کن و لبخند بزن، به خاطر آنهایی که با لبخندت زندگی می کنند.
بزرگترین افسوس آدمی این است که می خواهد، اما نمی تواند. و به یاد می آورد روزی را که می توانست اما نخواست.
زندگی را دور بزن و آنگاه که بر بلندترین قله ها رسیدی لبخند خود را نثار تمام سنگ ریزه هایی کن که پایت را خراشیدند
مردی به همسرش این گونه نوشت:
عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش ۱۰۰ بوسه برایت فرستادم.
عشق تو
همسرش بعد از چند روز اینجوری جواب داد:
عزیزم از اینکه ۱۰۰ بوس برام فرستادی نهایت تشکر را می کنم.ریز هزینه ها:
۱.با شیر فروش به ۲ بوس به توافق رسیدیم.
۲.معلم مدرسه بچه ها با ۷ بوس به توافق رسیدیم.
۳..صاحب خانه هر روز می اید و ۲-۳ بوس از من می گیرد.
۴.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من ایتم های دیگری به او دادم.
۵.سایر موارد ۴۰ بوس.
نگران من نباش…هنوز ۳۵ بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتونم تا اخر این ماه با اون سر کنم!
مرد میانسال وارد فروشگاه اتومبیل شد. BMW آخرین مدلی را دیده و پسندیده بود.
وجه را پرداخت و سوار بر اتومبیل تندروی خود شد و از فروشگاه بیرون آمد.
قدری راند و از شتاب اتومبیل لذّت برد. وارد بزرگراه شد و قدری بر سرعت اتومبیل افزود.
کروکی اتومبیل را پایین داد تا باد به صورتش بخورد و لذّت بیشتری ببرد.
چند شاخ مو بر بالای سرش در تب و تاب بود و با حرکت باد به این سوی و آن سوی میرفت.
پدال گاز رافشرد و اتومبیل گویی پرندهای بود رها شده از قفس.سرعت به ۱۶۰ کیلومتر در ساعت رسید.
مرد به اوج هیجان رسیده بود. نگاهی به آینه انداخت.
دید اتومبیل پلیس به سرعت در پی او میآید و چراغ گردانش را روشن کرده است.
درسی که از یک کودک آموختم
در روز شنبه خود را برای اجرای مراسم دعا و نیایش آماده می کرد. زنش به قصد خرید خانه را ترک کرده بود. هوا بارانی و پسر کوچکش بی قرار و ناراحت بود. حوصله اش سر رفته بود. کشیش مجله ی قدیمی را برداشت و آن را ورق زد تا به یک عکس رسید. نقشه ی جهان بود. کشیش صفحه را کند و آن را به قطعات ریزی تقسیم کرد. بعد تکه های آن را به اطراف اتاق پخش کرد و به پسرش گفت: "جانی، اگر همه ی این تکه ها را کنار هم بگذاری و نقشه ی اصلی را درست کنی به تو 25 سنت جایزه می دهم". کشیش فکر می کرد این کار دست کم تا ظهر پسرش را سر گرم می کند. 10 دقیقه بعد صدای در اتاقش را شنید. پسرش بود که نقشه ی کامل شده را برایش آورده بود. کشیش از اینکه پسرک به این سرعت نقشه را تهیه کرده بود با تعجب از او پرسید: "پسرم چطور شد گه به این سرعت این کار را انجام دادی"؟ و جانی جواب داد:" خیلی ساده بود... در سمت دیگر عکس یک مرد بود. قطعه کاغذی برداشتم و آن را در پایین عکس قرار دادم. کاغذ دیگری در بالای عکس گذاشتم و صفحه را برگرداندم. می دانستم که اگر تصویر مرد را در بیاورم نقشه ی جهان نیز درست در کنار هم قرار می گیرد". کشیش لبخندی زد و سکه ی 25 سنتی را به پسرش داد و گفت:" تو برنامه ی مناجات مرا برای فردا آماده کردی، حالا می دانم درباره ی چه حرف بزنم... موضوع سخنرانی من این خواهد بود: اگر انسان درست شود، جهان درست خواهد شد
!مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است...
به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد.
به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است ، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو...
« ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی ، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید ، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد. »
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم.
سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید:
« عزیزم ، شام چی داریم؟ » جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: « عزیزم شام چی داریم؟ »
و همسرش گفت:
« مگه کری؟! » برای چهارمین بار میگم: « خوراک مرغ » !!
حقیقت به همین سادگی و صراحت است..
مشکل ، ممکن است آن طور که ما همیشه فکر میکنیم ، در دیگران نباشد ؛ شاید در خودمان باشد...
اس ام اس جدید شب یلدا
چون تیر رها گشتـه ز چلّـه شده ایم!
مهمان شمــا در شب چلّـه شده ایم!
از برکت ایـن سفــره ی الــوان شما
تا خرخره خورده،چاق و چلّـه شده ایم!
اس ام اس ویژه ماه محرم
در خیالم کربلا زائر شدم
در حریم پاک تو طائر شدم
یا اباالفضل ای تمام هستی ام
من فقط به عشق تو شاعر شدم
» برای دیدن اس ام اس ها و پیامک های مخصوص ماه محرم و عاشورا به ادامه مطلب بروید ...
رسیدن ماه غم ماه پیروزی خون بر شمشیر ماه عزای حسینی را بر محضر امام زمان حضرت مهدی و شما تسلیت عرض میکنم
اگر حرفی با وبلاگ خوانان این وبلاگ دارین می توانید در بخش نظرات نوشته تا در وبلاگ خودتان نمایش داده شود یا علی
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین