sms تک

پیامک . ومطالب خواندنی جالب

sms تک

پیامک . ومطالب خواندنی جالب

اس ام اس های جدید شما (سری هفتم آبان ماه)


اس ام اس های جدید شما (سری هفتم آبان ماه)


28 آبان روز توست،چه خوب شد که به دنیا آمدى و چه خوبتر که دنیاى من شدى!

® **تولدت مبارک **®

دوست عزیز : sara
093762832XX


******************

لره داشته توماشینش اهنک عربی کوش میداده بسیجیامیکیرنش،میکه عجب دوره زمونه ای شده ادم نمیتونه یه قران شادکوش کنه!

دوست عزیز : رویا

09371837927


*******************

مینویسم د ی د ا رتااگر بی من دلتنگ میشوی یک به یک فاصله هارابردار

دوست عزیز : reza
09357634517


******************

خرسها با یه ظرف عسل خر میشوند...اسب با چند حبه قند...طوطی با تخمه...سگ با استخون............. راستی تو هنوز موز دوست داری؟

دوست عزیز : رسول
093747754XX


******************

به لره میگن وقتی حضرت یونس گم شد چی شد؟ میگه: سازمان یونس کو تاسیس شد!

دوست عزیز :  سینا
09376289203


******************

تمام ناپاکى هادرخانه ای جمع شده وکلیدآن دروغگویى است.امام حسن عسکرى(ع)

دوست عزیز : Sahar
093820347XX


******************

به دلیل زیاد بودن sms ها بقیه را در ادامه مطلب بخونین

ادامه مطلب ...

سفر کاری یک مدیر طنز

سفر کاری یک مدیر  

 

 

لطفا در ادامه مطالب نگاه کنید خیلی جالبه ..... 

 

 

 

نظر یادتون نره حتی برای دل گرمی..........

ادامه مطلب ...

پختن جگر در یک خانواده ایرانی

این داستان کوتاه یکی از دوستان برام فرستاده که براتون گذاشتم خیلی با مزه است 

 

 

 

لطفا در قسمت ادامه مطالب نگاه کنید  

 

 

 

نظر یادتون نره.................

ادامه مطلب ...

چهر روش برای گفتن دوستت دارم

 

چهار روش برای گفتن دوستت دارم
گفتن "دوستت دارم" معمولاً برای افراد بسیاری دشوار بوده و نیازمند یک زمان مناسب است؛ اما حتماً لازم نیست که عبارت "دوستت دارم" را بر زیبان بیاورید تا طرف مقابل متوجه احساسات درونی شما بشود. هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما می توان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذار تر بوده و رابطه را بیش از پیش شاداب، سرزنده و سالم نگه دارد.


راههای ساده ای وجود دارند که می توانند بدون اینکه حرفی به زبان بیاورید، به همسرتان ثابت کنید که دوستش دارید. و علاوه بر همه این موارد: آیا شما در بوسیدن تبحر دارید یا خیر؟

برای خواندن بقیه مطالب به ادامه مطلب بروید !!!

ادامه مطلب ...

زن در ایران.امریکا.عربستان

با پوزش از خانمهای گل گروه تفاوتهای زیر راجع به زن در سه کشور ایران امریکا و عربستان تفاوتهای جالب ، فان و در عین حال عمیقیست !! 

متاسفانه حقیقت داره ! 

 

-اگر یک زن سیگار بکشد:


در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری


در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد فاحشه خیابانی لجن!


و در عربستان او را سنگسار می کنند!


۲-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و  مرد تلاش کند:


در امریکا به او می گویند : فمنیست


در ایران به او می گویند :تهمینه میلانی


و در عربستان او را سنگسار می کنند!


۳-اگر یک زن مورد سوء استفاده قرار بگیرد :


در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند.


در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند!


و در عربستان او را سنگسار می کنند!


۴-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود:


در امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.


در ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته


در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!


۵-زنان:


در امریکا اجازه دارند در  پزشکی ، حقوق ، مهندسی و ... تحصیل نمایند.


در ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و .... به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند


در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند! 

6- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود:
در امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد( زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته)
در ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: ۱۴ الی ۱۵ سال!)
در عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند
7-یک دختر ۱۸ ساله:
در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.
در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!
در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!

8-تبریک میگم شما پدر شدید بچتون یه دختره !

در امریکا:
Oh God Thanks


در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!؟!


در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی القبر هذه الدختر
!

 

تصمیم بسیار مهم یک کودک (اموزنده)

در یکی از روستاهای ایتالیا، پسر بچه شروری بود که دیگران را با سخنان زشتش خیلی ناراحت می کرد.
روزی پدرش جعبه ای پر از میخ به پسر داد و به او گفت: هربار که کسی را با حرفهایت ناراحت کردی، یکی از این میخ ها را به دیوار طویله بکوب.
روز اول، پسرک بیست میخ به دیوار کوبید. پدر از او خواست تا سعی کند تعداد دفعاتی را که دیگران را می آزارد،
 کم کند. پسرک تلاشش را کرد و تعداد میخهای کوبیده شده به دیوار کمتر و کمتر شد.
یک روز پدرش به او پیشنهاد کرد تا هربار که توانست از کسی بابت حرفهایش معذرت خواهی کند، یکی از میخ ها را از دیوار بیرون بیاورد.
روزها گذشت تا اینکه یک روز پسرک پیش پدرش آمد و با شادی گفت: بابا، امروز تمام میخها را از دیوار بیرون آوردم!
پدر دست پسرش را گرفت و با هم به طویله رفتند، پدر نگاهی به دیوار انداخت و گفت: آفرین پسرم! کار خوبی انجام دادی. اما به سوراخهای دیوار نگاه کن. دیوار دیگر مثل گذشته صاف و تمیز نیست. وقتی تو عصبانی می شوی و با حرفهایت دیگران را می رنجانی، آن حرفها هم چنین آثاری بر انسانها می گذارد. تو می توانی چاقویی در دل انسانی فرو کنی و آن را بیرون بیاوری، اما هزاران بار عذرخواهی هم نمی تواند زخم ایجاد شده را خوب کند.

تست انحراف ذهن شما طنز بخونید حتما

 تست انحراف ذهن شما

 

خانم روسی و یک آقای آمریکایی با هم ازدواج کردند و زندگی شادی را در سانفرانسیسکو آغاز کردند .طفلکی خانم ، زبان انگلیسی بلد نبود اما می توانست با شوهرش ارتباط برقرار کند.

یک روز او برای خرید ران مرغ به مغازه رفت.اما نمی دانست ران مرغ به زبان انگلیسی چه می شود . برای همین اول دست هایش را از دو طرف مانند بال مرغ بالا و پایین کرد و صدای مرغ درآورد. بعد پایش را بالا آورد و با انگشت رانش را به قصاب نشان داد . قصاب متوجه منظور او شد و به او ران مرغ داد.

نظر یادتون نره برای دل گرمی ما......

ادامه مطلب ...

یک داستان عجیب حتما بخونید

یک داستان عجیب 
 
اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »

رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که


برای خواندن ادامه داستان به ادامه مطلب بروید !!!

ادامه مطلب ...

من بهت شک دارم طنز


به روش اراذلی یا جواتی مرد : صد بار نگفتم وقتی من نیسم نرو بیرون ! ها‌ ؟؟
زن : غلط کردم ! گه خوردم ! توروخدا نزن
مرد : چرا تیلیفون همش اشغاله ؟! با کی لاس میزنی
 عوضی ؟
زن : به خدا اگه این تلفن نباشه از تنهایی دق میکنم
مرد : به چپم که دق میکنی ! خودت بمیری بیتره !
خونتم نمیوفته گردن ما
زن : خداااااااااااااا ! منو بکش راحتم کن
مرد : از صب تا شب جون میکنم که یه لقمه نون بیارم تو
 این خونه ! نمیشه یه شب نشاشی تو اعصاب ما ؟؟!!
 ها نمیشه ؟
زن : به خدا دیگه نمیتونم ... دیگه بسه ... میرم خونه 
 بابام
مرد : ای شاشیدم تو صفحه اول شناسنامه بابات ...
 هرررررررررررررری
ادامه مطلب ...

سیندرلای ایرانی طنز

 

سیندرلای ایرانی 

یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبود نبود و آبی بود ، یه دختر خوشگل بی پدر مادر زندگی می کرد. اسم این دختر خوشگله سیندرلا بود که بلا نسبت دخترای امروزی، روم به دیوار روم به دیوار ، گلاب به روتون خیلی خوشگل بود .

سیندرلا با نامادریش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنیاش که اسمشون زری و پری بود زندگی می کرد . بیچاره سیندرلا از صبح که از خواب پا می شد باید کار می کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خیلی ظالم بود . همش می گفت سیندرلا پارکت ها رو طی کشیدی؟ سیندرلا لوور دراپه ها رو گرد گیری کردی؟ سیندرلا میلک شیک توت فرنگیه منو آماده کردی ؟ سیندرلا هم تو دلش می گفت : ای بترکی ، ذلیل مرده ی گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسایده ، و بلند می گفت : بعله مامی صغی ( همون صغرا خانم خودمون ) . خلاصه الهی بمیرم برای این دختر خوشگله که بدبختیهاش یکی دو تا نبود . .... القصه ، یه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بود و خوشی زیر دلش زده بود ، خر شد و تصمیم گرفت که ازدواج کنه . رفت پیش مامانش و

ادامه مطلب ...

راه های با کلاس شدن

سعی کنید هرروز لباسهایتان را آپگرید کنید

داشتن موبایل شیک و جدید خیلی مهم است

برای موبایلتان چند جلد بخرید تا بتوانید موبایلتان را به سادگی با لباستان هماهنگ کنید

مدل مو خیلی مهم است هرچه در این زمینه هزینه کنید باز هم کم است

هر روز چند کلمه جدید از دیکشنری استخراج کنید تا به هنگام نیاز به کار بگیرید

اگر با کسی قرار میگذارید با نیم ساعت تاخیر به سر قرار بروید و از خیابانهای شلوغ گله کنید

مکالمات تلفنی خود را به چند ثانیه خلاصه کنید.

در میهمانی چای را با قند نخورید بلکه با نوک قاشق کمی شکر ریخته و فقط دو بار به هم بزنید

و چای را به یکباره نخورید بلکه یک کم چای بخورید چند کلمه حرف بزنید کمی چای کمی حرف ..... و

یوگا ورزش با کلاسی است حتما این ورزش را یاد بگیرید

هنگامی که کرایه میدهید هیچ وقت پول خرد ندهید حتی المقدور تراول یا بیست هزار ریالی بدهید

هر روز یک روزنامه به زبان انگلیسی خریده و هر کجا میروید همراهتان ببرید

به کلاسهای آموزش موسیقی رفته و همیشه کیف گیتار به دوشتان بیاندازید

همیشه چوب اسکی و چوب گلف را در ماشینتان داشته باشید

در رستوران یا در میهمانی نصف کباب تان را میل نکرده و در بشقاب دست نخورده باقی بگذارید

داستان پند اموز

می گویند در زمانهای دور پسری بود که به اعتقاد پدرش هرگز نمی توانست با دستانش کار با ارزشی انجام دهد.

این پسر هر روز به کلیسایی در نزدیکی محل زندگی خود می رفت و ساعتها به تکه سنگ مرمر بزرگی که در حیاط کلیسا قرار داشت خیره می شد و هیچ نمی گفت.

روزی شاهزاده ای از کنار کلیسا عبور کرد و پسرک را دید که به این تکه سنگ خیره شده است و هیچ نمی گوید. از اطرافیان در مورد پسر پرسید. به او گفتند که او چهار ماه است هر روز به حیاط کلیسا می آید و به این تکه سنگ خیره می شود و هیچ نمی گوید.

شاهزاده دلش برای پسرک سوخت. کنار او آمد و آهسته به او گفت: «جوان، به جای بیکار نشسستن و زل زدن به این تخته سنگ، بهتر است برای خود کاری دست و پا کنی و آینده خود را بسازی..»

پسرک در مقابل چشمان حیرت زده شاهزاده، مصمم و جدی به سوی او برگشت و در چشمانش خیره شد و محکم و متین پاسخ داد: «من همین الان در حال کار کردن هستم!» و بعد دوباره به تخته سنگ خیره شد.

شاهزاده از جا برخاست و رفت. چند سال بعد به او خبر دادند که آن پسرک از آن تخته سنگ یک مجسمه با شکوه از حضرت داوود ساخته است. مجسمه ای که هنوز هم جزو شاهکارهای مجسمه سازی دنیا به شمار می آید. نام آن پسر «میکل آنژ» بود!