این اتفاق تاسف بار در محله ی جردن رخ داده
مادر دختر 7 ساله از خانه بیرون میرود برای خریدبعد از 10 دقیقه دختر درب
خانه ی همسایه را میزند پسری 27 ساله به اسمه
کامران در رو باز میکنه با روی خو شی با سارا صحبت میکند سارا میگوید
من تنهام میشه بیایید خانه ی ما زیر غذا رو کم کنید تا مادرم برسه من از گاز
میترسم وگرنه خودم این کار انجام میدادم،کامران که متعجب شده بود به
خانه ی دختر 7 ساله(سارا) میرود،وقتی کامران وارد میشود میبیند گاز
روشنه زیره گاز رو کم میکنه بعد سارا برای کامران یک لیوان شربت میاره
داخل شربت داروی بیهوشی ریخته بود،کامران با خوردنه شربت به خوابی
عمیق فرو میرود در همین لحظه سارا داد میزنه دارا بیا یه نفرسره کار
رفته همه ی این متن رو خونده.
آیا میدانید یک انسان ۸ ثانیه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است.
آیا میدانید سالی ۵۰۰ شهاب سنگ به زمین برخورد میکنند.
آیا میدانید خورشید روزی ۱۲۶٫۰۰۰ میلیارد اسب بخار انرژی به زمین میفرستد.
آیا میدانید کوچکترین زمین فوتبال ساخته شده یک بیست هزارم یک تار مو است (نانو).
آیا میدانید با دویدن میتوان مسافر زمان بود و کسری از ثانیه از دیگران بیشتر عمر کرد.
آیا میدانید برای تولید ۱ لیتر بنزین ۲۳٫۵تن گیاه در گذشته مدفون شده است.
آیا میدانید خورشید فقط ۱ بر ۴۰٫۰۰۰جرم خود را از دست داده است.
خواب دیدم قیامت شده است.
هر قومی را داخل چالهای عظیم انداخته و بر سر هر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چالهی ایرانیان.
خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید! این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده، نگهبان نگماردهاند؟»
گفت: «میدانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»
خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...»
نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند، خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله بازگردانیم!
اس ام اس های ناب احساسی و غمگین ( برای دل شکسته ها )جان از سحره خسته ای دارم / دل از غم شکسته ای دارم
بی تو جان رسید به لب / دریاب کز غمت جان خسته ای دارم . . .
.
.
.
عشق آدما به هم ، قصه خنده داریه / اولش قشنگ و بعدش همه گریه زاریه
وقتی عشق ها همه از دم مثل هم تموم میشن / چرا باز باید شروع کرد ، آخه این چه کاریه ؟
داستان عاشقانه بسیار زیبای ” ارزش عشق ”
دختری بود نابینا که از خودش تنفر داشت
نه فقط از خود ، بلکه از تمام دنیا تنفر داشت اما یکنفر را دوست داشت
“ دلداده اش را “ با او چنین گفته بود :
« اگر روزی قادر به دیدن باشم حتی اگر فقط برای
یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم عروس تو و رویاهای تو خواهم شد »
سلام خوبی ؟ یه سوال داشتم
تو دل منو ندیدی ؟ آخه از وقتی اومد دنبال تو دیگه بر نگشت !
.
.
.
به که گویم که تو منزلگه چشمان منی / به که گویم که تو گرمای دستان منی
گرچه پاییز نشد همدم و همسایه من / یه که گویم که تو باران زمستان منی . . ..
گریه کردم اشک بر داغ دلم مرهم نشد
ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد
در گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی
از هزاران گل گلی همچون تو پیدا نشد.
*
*
*
چشم من چشمه ی زاینده اشک
گونه ام بستر رود
کاشکی همچون حبابی برآب
در نگاه تو رها میشدم از بود و نبود
ادامه مطلب ...